سديد الدين محمد عوفى
597
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
و مدتى مديد « 1 » طبيبان در معالجت « 2 » رنج بردند و به هيچ روى « 3 » نور ديده باز نيافت « 4 » ، و بعد از مدتى او را با عروس در محفه نشاندند و به « 5 » حلب فرستادند ، و به سبب « 6 » شتابكارى و سبكسارى « 7 » ديده « 8 » را به باد داد و آنچه از تعجيل « 9 » بدان بيچاره رسيد از اسير شدن و ضرير گشتن ، سبب اعتبار و سرمايهء « 10 » استبصار « 11 » خردمندان گشت ، تا در كارها تأنى و آهستگى « 12 » پيشه سازند و از سبكى و تعجيل « 13 » برحذر باشند « 14 » ، تا عواقب امور ايشان به ندامت منقضى « 15 » نشود « 16 » و باللّه التوفيق . حكايت ( 3 ) آوردهاند كه يكى از ملوك هند و رايان قوى رأى را « 17 » چهار كس بودند كه عمدهء اعتماد و زبدهء اعتضاد « 18 » او بودند ، و از اوايل « 19 » صبى و عنفوان جوانى در خدمت او شرايط اخلاص به تقديم رسانيده ، و از اين چهار كس دو « 20 » جاندار خاص « 21 » بودند و دو نديم ، و « 22 » هر شبى مرشاه را به نوبت پاس داشتندى ، و هر پاسى يك كس بنشستى « 23 » . شبى شاه « 24 » استراحت كرده بود و يكى از آن چهار « 25 » بر سر بالين او نشسته و او را « 26 » پاس مىداشت .
--> ( 1 ) - مپ 2 و مج - مديد ( 2 ) - مپ 2 و مج + او ، مج + مشغول شدند و ( 3 ) - مج : نوعى ( 4 ) - مپ 2 : به هيچ وجه بينا نشد ( 5 ) - متن : در ( 6 ) - مپ 2 و مج : به وسيلت ( 7 ) - متن : سبكبارى ( 8 ) - مپ 2 + بينا ( 9 ) - مج + بىسامان ( 10 ) - مپ 2 - سرمايه ( 11 ) - مج : اعتبار ( 12 ) - مج + را ( 13 ) - مج : تعجيلى ( 14 ) - مپ 2 و مج : پرهيز نمايند ( 15 ) - متن : مقتضى ، مج : مقضى ( 16 ) - متن و مپ 2 - و باللّه التوفيق ( 17 ) - مپ 2 - را ( 18 ) - مپ 2 : اعتقاد ( 19 ) - مج + ايام ( 20 ) - مپ 2 + كس ( 21 ) - مج : خاصه او ( 22 ) - متن - و ( 23 ) - مپ 2 - و هرپاسى يك كس بنشستى ( 24 ) - مج : راى ( 25 ) - مج + برادر ، مپ 2 : اينها ( 26 ) - مپ 2 - بر سر . . . او را